تبلیغات اینترنتیclose
رمان من تو او دیگری برای دانلود

تبليغات

دسته بندي موضوعات

آرشيو مطالب

آمار بازدید

    آنلاین : 1
    بازدید امروز : 1
    بازدید دیروز : 9
    بازدید هفته گذشته : 10
    بازدید ماه گذشته : 234
    بازدید سال گذشته : 843
    کل بازدید : 3880
    کل مطالب : 114
    نظرات : 4
    رنک گوگل :

رمان من تو او دیگری برای دانلود

ali rezaei | تاریخ: سه شنبه 10 آذر 1394 |
 
رمان من تو او دیگری برای دانلود

 

رمان من تو او دیگری برای دانلود

اتومبیل را در جای همیشگی پارک کرد و پیاده شد.
نگهبان: سلام مهندس آرمند.
مسئول خدمات: سلام مهندس آرمند.
سوار آسانسور شد.
آبدارچی: سلام مهندس آرمند.
منشی : سلام آرمیتا جون.
آرمیتا با حرص گفت:
پرستو؟
پرستو لبخندی زد و گفت:
باشه بابا خانم مهندس.
دست هایش را روی عرض میز گذاشت و به آن ها تکیه داد و گفت:

۸
امروز چرا این جا این قدر شلوغه؟
پرستو: برای استخدام حسابدار. باید با همشون مصاحبه کنی.
تقریبا با داد گفت:
همشون؟
پرستو: پ? نَ پ? می خوای با من مصاحبه کن؟
آرمیتا با غیظ گفت:
این لفظ احمقانه چیه افتاده تو دهنت؟ آقای شفیع اومد؟
پرستو: بله. کارشون و تحویل دادم و خیلی هم راضی بودن.
آرمیتا: خوبه. تا آخر هفته سفارش قبول نکن. جلسه ی ساعت دو رو هم کنسل کن؛ اعصاب اون مردک شکم گنده رو ندارم. به پرویزی بگو یه لیست از فروش این ماه اخیر و بهم بده. به شرکت روشنا هم زنگ بزن بگو سفارششون آماده است و بگو این آخرین سفارشی بود که براشون آماده کردیم. بهش میگی آرمند گفت شما که با یه شرکت دیگه همزمان قرداد می بندین از همون شرکت هم بخواین براتون تجهیزات آنتیک وارد کنه. اوکی؟
پرستو لبخندی زد و گفت:
اوکی بابا. من با این همه آدم چه خاکی تو سرم کنم؟
آ رمیتا: ده دقیقه ی دیگه با پرونده ی مراجعین خودت بیا تو اتاق من.
پرستو: چشم… دیگه؟
آرمیتا: به داوود بگو برام یه چای سبز بیاره. گلوم خشک شده. تا ظهر هم اگه از ترکیه تلفن داشتم وصل نکن. چای سبز داغ باشه ها. نشینی با
داوود به چرت و پرت گفتن.

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *

تبليغات

مطالب اتفاقی

مطالب محبوب

خبرنامه

تمامي حقوق در انحصار اين وبگاه ميباشد و هرگونه كپي برداري غير مجاز و شرعا حرام است. طراحي شده توسط : مهران دشتی